تبلیغات
سایت تفریحی و فروشگاهی فلسفی 47 - مطالب ابر اشعار فروغ فرخزاد
 
جدیدترین مطالب سرتا سر اینترنتی

اشعار فروغ فرخزاد

نوشته شده توسط :محمود راکرز
شنبه 24 آبان 1393-11:23 ق.ظ


اشعار فروغ فرخزاد


پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد


اشعار فروغ فرخزاد


در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه می کارد


اشعار فروغ فرخزاد


مو سپید آخر شدی ای برف

تا سرانجامم چنین دیدی


اشعار فروغ فرخزاد


در دلم بارید … ای افسوس

بر سر گورم نباریدی


اشعار فروغ فرخزاد


چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهائی


اشعار فروغ فرخزاد


می خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنیای تنهائی


اشعار فروغ فرخزاد


دیگرم گرمی نمی بخشی

عشق، ای خورشید یخ بسته


اشعار فروغ فرخزاد


سینه ام صحرای نومیدیست

خسته ام، از عشق هم خسته

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد






نظرات() 

اشعار فروغ فرخزاد

نوشته شده توسط :محمود راکرز
چهارشنبه 7 آبان 1393-01:16 ب.ظ


اشعار فروغ فرخزاد


شادم که در شرار تو می سوزم

شادم که در خیال تو می گریم


اشعار فروغ فرخزاد


شادم که بعد وصل تو باز اینسان

در عشق بی زوال تو می گریم


اشعار فروغ فرخزاد


پنداشتی که چون ز تو بگسستم

دیگر مرا خیال تو در سر نیست


اشعار فروغ فرخزاد


اما چه گویمت که جز این آتش

بر جان من شراره دیگر نیست


اشعار فروغ فرخزاد


شب ها چو در کناره نخلستان

کارون ز رنج خود به خروش آید


اشعار فروغ فرخزاد


فریادهای حسرت من گوئی

از موج های خسته به گوش آید


اشعار فروغ فرخزاد


شب لحظه ای بساحل او بنشین

تا رنج آشکار مرا بینی


اشعار فروغ فرخزاد


شب لحظه ای به سایه خود بنگر

تا روح بی قرار مرا بینی


اشعار فروغ فرخزاد


من با لبان سرد نسیم صبح

سر می کنم ترانه برای تو


اشعار فروغ فرخزاد


من آن ستاره ام که درخشانم

هر شب در آسمان سرای تو


اشعار فروغ فرخزاد


غم نیست گر کشیده حصاری سخت

بین من و تو پیکر صحراها


اشعار فروغ فرخزاد


من آن کبوترم که به تنهائی

پر می کشم به پهنه دریاها


اشعار فروغ فرخزاد


شادم که همچو شاخه خشکی باز

در شعله های قهر تو می سوزم


اشعار فروغ فرخزاد


گوئی هنوز آن تن تبدارم

کز آفتاب شهر تو می سوزم


اشعار فروغ فرخزاد


در دل چگونه یاد تو می میرد

یاد تو یاد عشق نخستین است


اشعار فروغ فرخزاد


یاد تو آن خزان دل انگیزیست

کاو را هزار جلوه رنگین است


اشعار فروغ فرخزاد


بگذار زاهدان سیه دامن

رسوا ز کوی و انجمنم خوانند


اشعار فروغ فرخزاد


نام مرا به ننگ بیالایند

اینان که آفریده شیطانند


اشعار فروغ فرخزاد


اما من آن شکوفه اندوهم

کز شاخه های یاد تو می رویم


اشعار فروغ فرخزاد


شب ها ترا بگوشه تنهائی

در یاد آشنای تو می جویم

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد





نظرات() 

اشعار قشنگ فروغ فرخزاد

نوشته شده توسط :محمود راکرز
پنجشنبه 10 مهر 1393-01:23 ب.ظ


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


من گلی بودم

در رگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون

در شبی تاریک روئیدم

تشنه لب بر ساحل کارون


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


بر تنم تنها شراب شبنم خورشید می لغزید

یا لب سوزنده مردی که با چشمان خاموشش

سرزنش می کرد دستی را که از هر شاخه سرسبز

غنچه نشکفته ای می چید


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


پیکرم، فریاد زیبائی

در سکوتم نغمه خوان لب های تنهائی

دیدگانم خیره در رؤیای شوم سرزمینی دور و رؤیائی

که نسیم رهگذر در گوش من می گفت:


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


«آفتابش رنگ شاد دیگری دارد»

عاقبت من بی خبر از ساحل کارون

رخت برچیدم

در ره خود بس گل پژمرده را دیدم


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


چشم هاشان چشمه خشک کویر غم

تشنه یک قطره شبنم

من به آن ها سخت خندیدم


اشعار قشنگ فروغ فرخزاد


تا شبی پیدا شد از پشت مه تردید

تکچراغ شهر رؤیاها

من در آنجا گرم و خواهشبار

از زمینی سخت روئیدم

نیمه شب جوشید خون شعر در رگ های سرد من

اشعار فروغ فرخزاد

اشعار قشنگ فروغ فرخزاد






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:





Admin Logo


The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox